محمد على مجاهدى

497

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

دامنه تاثير آثار عاشورايى از صبورى اصفهانى قصايد آيينى شيوايى در مناقب امير مؤمنان و حضرت ولىّ عصر و ديگر معصومين - عليهم السلام - بر جاى مانده كه نمايانگر احاطهء او بر لغات و تركيبات و آرايه‌هاى شعرى است . مثنوى عاشورايى 265 بيتى او نيز كه به ذكر خيرى از مرحوم مير سيد على اخوى از زبدگان خاندان علوى انجاميده است ، شور و حال خاصّى را داراست و از ارادت ريشه‌دار او به ساحت قدس سالار شهيدان حكايت دارد . به هر روى اهتمام شاعرانى چون او به آفرينش آثار عاشورايى در استمرار حيات و اشاعه شعر عاشورا بىتاثير نبوده است . برگزيده آثار عاشورايى صبورى اصفهانى داراى آثار منظوم ماتمى و مناقبى بسيارى است و ما در پايان اين مقال ابيات برگزيده‌اى از يك مثنوى عاشورايى او را كه - پيشتر درباره آن سخن گفتيم - مرور مىكنيم و با غزل مرثيه‌اى از او سخن را به پايان مىبريم : شاهد عشّاق چو شمشير آخت * شوق سر از پا نتواند شناخت موج زند چشمه حبلُ الوريد * رقص‌كنان خون به گلوى شهيد آه مِنَ العشق وَ حالاتهِ * احرَق قلبى بحراراتهِ پردهء عشّاق شد آهنگ ساز * شور حسينى به نواى حجاز جان به درِ بارگه دل رسيد * قافله عشق به منزل رسيد عشق الهى چو شود ميهمان * غير حسين‌اش كه شود ميزبان ؟ در صفِ صفّين كه ز حق پى زدند * مُصحفِ صامت به سرِ نى زدند دشت بلا داغ على تازه كرد * مُصحف ناطق زِ نى آوازه كرد شور قيامت به جهان شد پديد * قامت خورشيد به يك نى رسيد آتش كين شعله برافروخته * خيمگى و خيمه به هم سوخته زير و زِبر گشت مگر كن فكان ؟ * يا به زمين خورد بلندآسمان ؟